الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )
355
ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )
بهخود آمدن ابو العتاهيه در تاريخ بغداد آمده : به ابو العتاهيه گفتند : چهچيز تو را از سرودن اشعار عاشقانه به اشعار زاهدانه بازگرداند ؟ گفت : زمانىكه اين اشعار را سرودم : اللّه بيني و بين مولاتي * اهدت لي الصّدّ و الملالات « خدا ميان من و معشوقهام داورى كند . كه بىمهرى و اندوهها برايم تحفه فرستاده است » . . . . همان شب خواب ديدم گويى كسى پيش من آمده گفت : غير خدا كسى را نيافتى كه او را بين خود و عتبه قرار دهى تا به نفع تو و به گناه او حكم كند . پس وحشتزده از خواب بيدار شدم و از سرودن اشعار عاشقانه به درگاه خدا توبه نمودم . دعاى حزين در كتاب مصباح شيخ آمده : پس از نماز وتر دعاى حزين را مىخوانى « أناجيك يا موجود في كلّ مكان ؛ لعلّك تسمع نداي ، فقد عظم جرمي ، و قلّ حيائي ، مولاي يا مولاي ! أي الأهوال أتذكّر ؛ و أيّها أنسى ؛ و لو لم يكن إلّا الموت لكفى ، كيف و ما بعد الموت أعظم و أدهى . . . ؛ « 1 » من با تو راز و نياز مىكنم اى موجود در همهجا ! شايد كه بشنوى ندايم را . پس بزرگ شده بزهام ، و كم شده حيايم ، اى مولايم ! اى مولايم ! كدامين هراسها را به ياد آورم ، و كدامين آنها را فراموش كنم ؟ و اگر نباشد جز مرگ هرآينه بس است ، چگونه و آنچه پس از مرگ است بزرگتر و سختترست . اى مولاى من ! اى مولاى من ! تا كى و تا كى بگويم تو را است حقّ خوشنودى يكبار پس از بار ديگر ، سپس نيابى نزد من نه صدقى و نه وفايى . پس اى فريادرسش ! سپس اى فريادرسش ! به تو اى خدا !
--> ( 1 ) . حاشيهء مفاتيح الجنان ، ص 772 .